متاسفانه به علت مسافرتی که داشتم فقط توانستم در منزل ایشان در تهران حضور پیدا کنم .
و اما خاطره :
قبل از اینکه عملیات فتح المبین شروع شود برادران اطلاعات تیپ ۷ ولیعصر
در منطقه بودند و بشدت مشغول کار بودند و با وجود اینکه نزدیک دزفول
بودند ولی هیچ فرصتی بدست نمی آمد تا به خانواده ها سرکشی شود ُ تا
اینکه عملیات شروع شد و پشت سرهم پیروزی به دنبال داشت و دشمن
مرتب مجبور به عقب نشینی می شد ُ مرحله اول عملیات به پایان رسید و
بعد از آن در مرحله دوم سایت های راداری آزاد شد و سپس حرکت به
سمت فکه آغاز شد و تا ارتفاعات برقازه ادامه پیدا کرد .
از شواهد امر بر می آمد که باید همانجا پدافند کنیم و برادران اطلاعات کار
بخصوصی ندارند و لذا چند روزی که گذشت شوق سرکشی به خانواده ها
در فکر برادران جا گرفت و شروع به اجازه گرفتن از مسئول اطلاعات تیپ ۷
ولیعصر یعنی حاچ احمد سوداگر نمودند ُ اما از آنجایی که ممکن بود برای
پدافند نیاز به برادران اطلاعات باشد ُ حاج احمد اجازه مرخصی نمی داد . تا
اینکه شهید علی کمیلی فر که طبع شوخی داشت ُ پای مصنوعی حاج
احمد را برداشت ُ حاج احمد گفت پایم را بده ُ علی گفت تا مرخصی به ما
ندهی پایت را نمی دهم ُ حاج احمد هر کاری کرد که علی پایش را بدهد به
او نداد تا بالاخره مجبور شد با مرخصی رفتن برادران موافقت بکند ُ ما هم
همه خوشحال از اجازه مرخصی به شهر رفتیم.
روح هردوی آنها شاد و یادشان گرامی باد
