تبليغاتX
یاد همرهان
وقتی خبر ارتحال حاج احمد  بوسیله پیام کوتاه بدستم رسید ُ مات و مبهوت مانده بودم و نتوانستم آن را باور کنم و یا به تعبیری نخواستم آن را قبول کنم و لذا با و جود آنکه می دانستم خبر موثق است ولی شروع کردم به تلفن زدن به دوستان تا به صورت صوتی نیز آن خبر را بشنوم . تا اینکه یکی از دوستان خبر را تایید کرد.

متاسفانه به علت مسافرتی که داشتم فقط توانستم در منزل ایشان در تهران حضور پیدا کنم .

و اما خاطره :

قبل از اینکه عملیات فتح المبین شروع شود برادران اطلاعات تیپ ۷ ولیعصر

در منطقه بودند و بشدت مشغول کار بودند و با وجود اینکه نزدیک دزفول

بودند ولی هیچ فرصتی بدست نمی آمد تا به خانواده ها سرکشی شود ُ تا

اینکه عملیات شروع شد و پشت سرهم پیروزی به دنبال داشت و دشمن

مرتب مجبور به عقب نشینی می شد ُ مرحله اول عملیات به پایان رسید و

بعد از آن در مرحله دوم سایت های راداری آزاد شد و سپس حرکت به

سمت فکه آغاز شد و تا ارتفاعات برقازه ادامه پیدا کرد .

 از شواهد امر بر می آمد که باید همانجا پدافند کنیم و برادران اطلاعات کار

بخصوصی ندارند و لذا چند روزی که گذشت شوق سرکشی به خانواده ها

در فکر برادران جا گرفت و شروع به اجازه گرفتن از مسئول اطلاعات تیپ ۷

ولیعصر یعنی حاچ احمد سوداگر نمودند ُ اما از آنجایی که ممکن بود برای

پدافند نیاز به برادران اطلاعات باشد ُ حاج احمد اجازه مرخصی نمی داد . تا

اینکه شهید علی کمیلی فر که طبع شوخی داشت ُ پای مصنوعی حاج

احمد را برداشت ُ حاج احمد گفت پایم را بده ُ علی گفت تا مرخصی به ما

ندهی پایت را نمی دهم ُ حاج احمد هر کاری کرد که علی پایش را بدهد به

او نداد تا بالاخره مجبور شد با مرخصی رفتن برادران موافقت بکند ُ ما هم

همه خوشحال از اجازه مرخصی به شهر رفتیم.  

روح هردوی آنها شاد و یادشان گرامی باد

+ نوشته شده توسط محمد عیدی مراد در دوشنبه یکم اسفند 1390 و ساعت 21:6 |
بنده می خواستم مخاطبینم هیشه بتوانند به همه خاطراتم دسترسی يكسان داشته باشند ، ولي ديدم بعد از مدتي خاطراتی که قبلا نوشته ام به آرشيو مي روند و دسترسي به آنها مشكل است .

 لذا از روش پيوندي استفاده كردم تا هميشه به همه خاطرات دسترسي يكسان باشد .

پس مي توان روي هر كدام از عناوين زير كليك كرد تا پيوند آن به صورت صفحات جداگانه برقرار شود .

اگر در صفحاتي كه بعد باز مي شود چند خاطره باشد باز بايد به روش فوق عمل كرد.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

خاطره اي از قبل از عمليات فتح المبين

عملیات بیت المقدس

خاطرات سال 61

عملیات والفجر 8

+ نوشته شده توسط محمد عیدی مراد در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390 و ساعت 17:39 |
آخرين ديدار با مادر (به همراه عكس ها)

دادن و گرفتن انگشتر

چگونگی شهادت عبدالرحیم نجف آبادی 

زندگینامه ، وصيتنامه ، نامه و عكس هاي شهيد مهدي عيدي مراد

 خاطره روز اول جنگ

 

+ نوشته شده توسط محمد عیدی مراد در دوشنبه چهاردهم شهریور 1390 و ساعت 13:33 |

از تمام عزیزانی که این مطالب را می خوانند ، چنانچه خاطراتي در همين رابطه دارند و يا خاطره اي را به صورت ناقص نقل كرده ام ، خواهشمندم در قسمت نظر بدهید ، نظر خود را مرقوم تا از آنها استفاده كنم .

شما می توانید مطالب را بر اساس "آرشیو موضوعی" مرتب نمایید تا خاطرات بر اساس عملیات یا سال رخداد نمایش داده شود.

در ضمن از همه عزيزان به خاطر قالب نامناسب وبلاگ عذرخواهي مي كنم ، انشاء الله اگر عمري باقي بود با كمك دوستان يك قالب مناسب انتخاب مي كنم تا كسي از ظاهر برنامه اذيت نشود .

همچنين هنوز فرصت نكرده ام عكس هاي مربوط به خاطرات را انتخاب و دانلود كنم ، آنهم انشاء الله تا بعد.

                                                                                                                          متشكرم .

+ نوشته شده توسط محمد عیدی مراد در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 و ساعت 12:28 |
اين پست را اختصاص دادم براي خاطراتي كه دوستانم از بنده  و يا ديگر دوستان و شهدا  نقل كرده اند.


1- دستشويي در هور (خاطره ي برادر محمد علي بيباك)

2- انتظار در ميدان مين (قوت علي كرمي)

+ نوشته شده توسط محمد عیدی مراد در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390 و ساعت 9:12 |
نامه ای به رزمنده اسیر محمد رضا بیژن زاده و جواب آن

نامه سید هبت الله فرج الهی به بنده

نامه شهید احمد هدایت پناه به بنده

نامه به رزمنده اسیر حمید محمد زاده

+ نوشته شده توسط محمد عیدی مراد در یکشنبه بیستم شهریور 1390 و ساعت 18:0 |
در دفاتر خاطراتم مرور مي كردم ، يك دفتر ديدم كه تماما شعار هاي دوران انقلاب در آن ثبت شده بود ، كلي خاطره برايم زنده شده .

در هر صورت آنها را براي اينكه خسته كننده نباشد به صورت ۲۰ تا ۲۰ تا درآوردم .

شعارهاي جالبي است بخصوص براي آنهايي كه در آن راهپيمايي ها بودند ، ببينيد بد نيست .

از عزیزان می خواهم ، براي استفاده بهتر از اين شعار ها و  ثبت شدن آنها در تاريخ  نظر بدهند . متشكرم .

 بيست شعار اول

بيست شعار دوم

بیست شعار سوم

بیست شعار چهارم

بيست شعار پنجم

بیست شعار ششم

 بیست شعار هفتم

بیست شعار هشتم

 بیست شعار نهم

+ نوشته شده توسط محمد عیدی مراد در یکشنبه بیستم شهریور 1390 و ساعت 12:22 |